نفسم برید تو سینه

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرم

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا.

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه.

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنیِ فردا من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا.

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت باز یه گوش های می مونم

(تنها ترین تنها)

/ 28 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود

سلام نماز روزه هاتون قبول به روزم عزیز ...

زهرا

نتونستم بخونم همه چی سیاه بود دلم میخواد بخونمشون نمیشه رنگشو عوض کنی[گریه]

سایت خبری تحلیلی روناش

با سلام خدمت شما وبلاگ نویسان عزیز از سایت زیر حتما دیدن فرمائید Rounash.ir Rounash.com امیدوارم که مشتری بشید جدیدترین – مهم ترین – بروز ترین و پربیننده ترین اخبار ایران و جهان بهترین اخبار حوادث اخبار سیاسی – اقتصادی و اجتماعی کشور

هومن

سلام مونای عزیز دوست مهربان و قدیمی ام مدتی یه که بهت سری نزدم اما الان میبینم وبلاگت چقدر غمناک و دلگیر شده!!!؟؟؟ چه تلخ می نویسی امیدوارم دوباره به همون روال سابق برگردی و امیدوارانه تر بنویسی موفق باشی دوست خوبم [گل]

دفترغم _ مجید خلجی

سلام دوست عزيز خوبي؟ وبلاگ خوبی داری... شما رو به وب سایت "دفترغم" دعوت میکنم ... اگه مايل به تبادل لينک هستي ميتوني با اسم " قصه هاي ناگفته ي دفتر غم " لينک کني و بعد بگو با چه اسمي لينکت کنم

فرنگیس

امشب آسمانم تاب کشیدن ابرها را ندارد کاش ابرها ببارند شاید آسمانم نفسی تازه کند

فرنگیس

سلام عزیز دلم ممنون که لطف کردی و به وب من هم سر زدی گفتم شاید دیگه هرگز نیای ولی خوشحالم که حداقل جای تو خالی نیست مهربونم

مجید

سلام خوبی.... کجایی ؟ پس